داخلی
پنجشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۰۳
استرس؛ عوامل به وجود آورنده و راهکارهای کنترل آن
Share/Save/Bookmark
مقوله استرس، میان جامعه شناسان ایرانی جایگاه ویژه ای دارد. گفته می شود که استرس مساله ای است که جوامع مدرن یا امروزی با آن روبرو هستند.
به گزارش خدمت؛ هرچند استرس وفشارهای روحی و روانی یکی از ویژگیهای اجتناب ناپذیر زندگی امروزی است.شناخت عوامل به وجود آورنده آن می تواند ما را در جلوگیری و کنترل استرس یاری دهد. دکتر سعید معیدفر استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در این باره با ما سخن می گوید.

1. استرس در مفاهیم جامعه شناختی چگونه تعریف می شود؟
البته واژه استرس که مفهوم تحت اللفظی آن فشار عصبی است پیش از هرچیز یک مفهوم روانشناختی است که روان شناسان برای تعیین میزان استرس افراد آزمونهایی را بکار می گیرند که درصورت بالا بودن میزان استرس، فرد بعنوان بیمار روحی و روانی قلمداد می گردد. در مفاهیم جامعه شناختی به خصوص از دهه 40 این مجموعه ازمشکلات روحی و روانی مورد تحلیل و بررسی جامعه شناسان قرار گرفت و استرس نیز در این مجموعه به چشم می خورد. به این معنی که امروزه استرس در زمره مهمترین مباحث جامعه شناسی محسوب می شود.

در همین راستا، مقوله استرس، میان جامعه شناسان ایرانی جایگاه ویژه ای دارد. گفته می شود که استرس مساله ای است که جوامع مدرن یا امروزی با آن روبرو هستند. به عبارتی در کلانشهرهاست که به دلیل افزایش روز افزون تراکم جمعیت مقوله استرس بطور عمده به چشم می خورد و این مساله از آنجا ناشی می شود که در جوامع امروزی پدیده هایی مانند گم شدگی فرد در جامعه، فشردگی و همچنین سرعت و شتاب زدگی کاملا قابل مشاهده است. تعجیل افراد در زندگی امروزی برخلاف گذشته به رفت و آمدها و همچنین به مناسبت وتعاملات اجتماعی رنگ تازه ای بخشیده. چرا که امروزه این تکاپو و حرکت انسانهاست که سرنوشت آنها را تعیین می کند. بنابراین با جامعه ای رویرو هستم که سرعت جزو ماهیت آنهاست و فزایندگی این سرعت امکان آرامش و استقرار را از افراد گرفته است. به همین دلیل صفت افراد در جوامعه امروزی اندیشه بیشتر به ((شدن)) است تا ((بودن)). اینجاست که سعی برای رسیدن به خواسته های روزافزون از عمده ترین عوامل استرس زا محسوب می شود.

از دیگر عوامل استرس-همانطور که اشاره شد-گم شدگی و ناشناختگی است. اگر در گذشته انسانها در ناملایمات و دشواریهای زندگی یار و مددکار یکدیگر بودند، امروز با تنهایی انسان در جامعه روبرو هستیم.چندانکه ناشناختگی فرد ازسوی افراد و گروهها موجب طرد او شده و این طرد ودر نهایت تنهایی موجب ترس ونگرانی و استرس خواهد شد. از دیگر سو زندگی در جوامع توسعه یافته آسان نیست. عواملی مانند تورم، کمبودها وهمچنین پدیده آسیبهای اجتماعی فرد را دچار وحشت و نگرانی می کند. در این میان انسان همواره با پرسشهای نگران کننده ای روبروست.

پرسشهایی از قبیل اینکه آیا می تواند نیازهای خود را تامین کرده وبه خواستها و آرمانهایش برسد ذهن او را دچار چالش و استرس می کند.بحرانهای اقتصادی نیز در عدم آرامش روانی افراد بی تاثیر نیستند.بعنوان مثال افرادی که دارایی خود را تحت عنوان بورس ،وارد سرما یه گذاریهای کلان اقتصادی می کنند،همواره افزایش یا کاهش ناگهانی این سرمایه برایشان استرس آوراست.

آسیبهای اجتماعی نیز که یکی از ویژگیهای کلان شهرهاست در به وجود آمدن استرس بی تاثیر نیستند.مسئله مهاجرتها وهمچنین نزاعهای اجتماعی که ازجمله آسیبهاست درترویج ناآرامی اجتماعی وهمچنین استرس نقش عمده ای دارد.

در عرصه سیاسی ،عدم ثبات درفضای سیاسی یک جامعه یادر محیط بین الملل ،درگیرشدن یک کشور درجنگ یا اعمال شدن تحریمها برضد او،می توانددربالا رفتن استرس اجتماعی نقش بسزایی دارد.درمجموع بی ثباتی در تمامی عرصه ها مانند سیاسی واجتماعی موجب پدید آمدن استرس برای فرد وجامعه می شود.

2. عوامل به وجود آورنده استرس کدامند ودر جامعه ایرانی کدام دسته از عوامل نقش مهمتری ایفا می کنند؟
در ارتباط با عوامل کلان استرس، بخصوص درصحنه جهانی و بین الملل بحث شد. در ادامه اگر بخواهیم به مسائل مربوط به ایران و عوامل استرس زا در جامعه ایرانی بپردازیم باید اضافه کنیم که دراین مبحث،پیش از هرچیز نکته قابل تامل رشد شهرنشینی است. اگر در گذشته بیست تاسی درصدجامعه شهرنشینی بوده ومابقی این میزان جمعیت روستایی راتشکیل میداده است.

امروزه این آمار برعکس شده وهفتاد درصد شهرنشین داریم.طبیعی است که این افزایش نرخ شهرنشینی خواه ناخواه از عوامل بوجود آورنده استرس محسوب می شود.علاوه بر این نکته وتمام نکاتی که در افزایش استرس در کلانشهرها حائز اهمیت بوده وبه آنها اشاره کردیم ،جامعه ایرانی دچار نوعی بی ثباتی در عرصه های گوناگون است.

در بعد اقتصادی همانطور که می دانیم مایکی از بالاترین نرخهای تورم را درسطح منطقه داریم واین در حالی است که نرخ بیکاری نیز در کشور ما نگران کننده است.به عبارتی تورم وبیکاری دو پدیده ای است که در کنارهم بحران اقتصادی را بوجود آورده است.ترس ونگرانی از نداشتن شغل یا از دست دادن آن از یک سو ونرخ روز افزون تورم از سوی دیگر ،ازعوامل تشدید استرس در جامعه محسوب می شود.

بالارفتن جمعیت جوان و در راستای آن افزایش نیروی کار وتعطیلی کارخانه ها و واحدهای اقتصادی –بخصوص درسالهای اخیر-پدیده نگران کننده بیکاری را رقم زده است.دراین میان نمی توان از فشارها وتحریمهای اقتصادی که از بیرون بر کشورما وارد می شود چشم پوشی کرد .در همین چهارچوب کشورما سالها پیش وارد جنگی شد که امروزه آسیب دیدگان و مجروحان این جنگ حضور دارند.

جدا از همه اینها ناآرامیهای سیاسی است که درچندسال اخیر گریبانگیر جامعه شده واین مساله ای است که ضمن گسترش بی اعتمادی اجتماعی،ترس ونگرانی را از مبهم بودن آینده سیاسی موجب می شود.به عبارتی در گیری فکری گروههای مختلف فکری وسیاسی ازیک سوو احساس بی حاصلی سیاسی مردم که موجب پایین امدن میزان مشارکتشان در تحولات وتصمیم گیریهای سیاسی گردیده از سویی دیگر،عامل دیگری است که استرسها و غشارهای روحی و روانی در جامعه افزایش می دهد.درکنار این عوامل اصلی که فضای اجتماعی وسیاسی جامعه را متشنج نموده سایر بنیانهای اجتماعی از جمله خانواده نیز تحت تاثیر همین چالشها با مشکل روبرو شده اند.

خانواده که روزی محلی برای آرامش وتسلی روحی افراد بود،امروزه براثرسرریز شدن مشکلات اجتماعی ،اقتصادی وسیاسی دیگر چندان آرام وامن نیست.طبیعی است که وقتی خانه که ما آن را مسکن یعنی محل آرامش و تسکین افراد می نامیم،اینگونه متشنج باشد ،میزان فشارهای روحی و روانی در جامعه نیز چندبرابر می شود.اینجاست که جوانان نیز دراین میان به تشکیل خانواده میل کمتری از خودنشان داده واین تنهایی خود عامل بسیارموثر در تشدید استرس وفشارهای روانی جوانان است.خشونتها وناهنجاریهای اجتماعی نیز در این فضا رشد کرده وهمه بنیانهای اجتماعی از خانواده گرفته تانهادهای اجتماعی وسیاسی را با مخاطرات جدی روبرو می سازد.

3. جناب استاد، جدا از بحث کاهش استرس ،بحث مهار استرس و سعی در کاهش تاثیرات آن در روابط اجتماعی نیز وجود دارد.دراین زمینه چه راهکارهایی مطرح می شود؟
امروزه در جامعه شناسی ویا کلی تر بگوییم در حوزه علم ،این بحث مطرح است که برای مهاریا از بین بردن پدیده ای عوامل آن راشناخته و در حذف آنها بکوشیم. وقتی عوامل استرس وفشارهای روحی و روانی در جامعه شناخته شد،بهترین راه برای مهاراسترس حذف عوامل آن است. پیش تر به بی ثباتیهای اجتماعی ،اقتصادی وسیاسی اشاره شد که فشارهای عصبی را افزایش می دهد. حال ما باید با حذف علت این فشارها در جهت ثبات جامعه وخانواده گام بر داریم. دراین میان توجه جدی به مساله اوقات فراغت وگسترش شادی ازاهمیت ویژه ای برخورداراست. درجامعه ما توجه به این اصل اثبات شده که((خنده بر هردرد بی درمان درماست)) به فراموشی سپرده شده ومساله نگران کننده آن است که در کناربالا بودن فشارهای عصبی شادبودن وتفریح نیز در جامعه ما اندک و محدود است.زمانی می اندیشیدیم که فراغت اساسا امری ناپسنند بوده ونوعی بی هدفی و دورشدن از تعالی وتکامل است.غافل ازآنکه خود این فراغت می تواند فرصتی برای اندیشیدن به رشد وتعالی واتصال به خداوند و کمک خواستن از او فراهم آورد. مابه مساله فراغت توجه نمی کنیم.در حالی که در جوامع پیشرفته توجه به اوقات فراغت وشادی همه گروههای سنی دارای اهمیت است.این تقصیر متوجه برنامه ریزان وفعالان اجتماعی ماست که به امر فرغت بی توجه بوده وبرای آن برنامه ای ندارند.باید برای حرکت به سوی جامعه ای شاد وپرانرژی گام برداریم.جامعه ای که درمحتوا دین مدار وقانونمند بوده وتنها به ظواهر اکتفا نکند.درتعالیم دینی به شادبودن ومهار فشارهای عصبی برنامه هایی وجود دارد که متاسفانه ما به تعبیر امیر مومنان پوستین وارونه ای که دین ارائه داده ایم که همانا چهره خشن ازدیانت است.

4. حکومتها وبه تبع آن رسانه های جمعی چگونه می توانند درکاهش استرس افراد جامعه نقش ایفا کنند؟
همانطور که اشاره شد حکومتها می توانند در جهت حذف عوامل به وجود آورنده استرس گام بردارند وبرای افزایش ثباتهای اجتماعی وسیاسی تلاش کنند وزمینه های شادی ونشاط را افزایش دهند. که متاسفانه خلاف این امر مشاهده می شود.اما نقش رسانه ها باتوجه به اینکه ارتباط افراد با آنها در هنگام اوقات فراغت است بسیار مهم جلوه می کند.رسانه نباید تا این حد صحنه نزاعهای فکری وسیاسی باشد. رسانه هاضمن آنکه باید در زمینه شادی ونشاط گام بردارند لازم است که از بروز تنشها و درگیریهای اجتماعی وسیاسی جلوگیری کنند.رسانه ها می توانند با انعکاس الگوهای صحیح اخلاقی وسعی در ترویج روحیه شادی ونشاط موجب کاهش استرسهای اجتماعی شوند.
استرس؛ عوامل به وجود آورنده و راهکارهای کنترل آن