داخلی
شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۸
رابطه انقلاب و فرزندانش ، ماجرايي قديمي است كه در ادبيات سياسي برخي با اين جمله غلط كه "انقلاب فرزندان خود را ميخورد" تلاش كردهاند اين رابطه را تبيين كنند. اما آنچه غيرقابل انكار است "ريزشها و رويشها" در انقلابها و از جمله انقلاب اسلامي ايران است. ريزشها و رويشها به لحاظ اجتماعي از شاخصههاي پويايي و ميرايي جريانات فكري و سياسي است.اين پرسش در وقايع پس از انتخابات شكوهمند رياست جمهوري دهم نيز يكبار ديگر مطرح شد و عدهاي تلاش دارند اينگونه وانمود كنند كه انقلاب ميخواهد گروه ديگري از فرزندان خود را حذف كند!
اما آنچه غيرقابل انكار است «ريزشها و رويشها» در انقلابها و از جمله انقلاب اسلامي ايران است. ريزشها و رويشها به لحاظ اجتماعي از شاخصههاي پويايي و ميرايي جريانات فكري و سياسي است.
ريزشهايي كه در مسير تداوم انقلاب اسلامي از زمان پيروزي تاكنون رخ داده است، بعضا تعبير به «حذف» جرياني يا عدهاي از انقلاب شده است و حال اين پرسش مهم مطرح ميشود كه آيا واقعا انقلاب و نظام اسلامي به حذف نيروهاي خود يا فرزندان انقلاب اقدام كرده است؟
اين پرسش در وقايع پس از انتخابات شكوهمند رياست جمهوري دهم نيز يكبار ديگر مطرح شد و عدهاي تلاش دارند اينگونه وانمود كنند كه انقلاب ميخواهد گروه ديگري از فرزندان خود را حذف كند!
واقعيت اين است كه نهتنها هيچ انقلاب و نظامي حاضر نيست نيروهاي خود را از دست بدهد، بلكه همواره تلاش ميكند به اين نيروها بيفزايد و سرمايه اجتماعي خود را روزافزون كند ولي ترديدي هم نيست كه عوامل گوناگوني موجب ميشود برخي از نيروهاي انقلاب نتوانند تا آخر، انقلاب را همراهي كنند و بتدريج در ميانه راه باز ميمانند و اين همان ريزشهاست.
البته اگر انقلابي، ريزشهايش بيش از رويشهاي آن باشد امكان تداوم آن كاهش پيدا ميكند و روند ميرايي از پويايي سبقت ميگيرد.
نگاهي به آنچه از ابتداي انقلاب اسلامي تاكنون رخ داده است، بيانگر اين است كه افراد و جريانهايي كه يكي از مشخصههاي زير را داشتهاند، صلاحيت همراهي با انقلاب اسلامي را از دست داده و حذف شدهاند.
1- افراد و جريانهايي كه اساسا از ابتدا، اهداف انقلاب اسلامي را باور نداشتهاند و صرفا در مقطعي با انقلاب همراه شدند.
2- افراد و جريانهايي كه تحتتاثير انديشههاي بيگانه از انديشه و تفكر ناب اسلامي فاصله گرفتند.
3- افراد و جريانهايي كه در برابر مسائل مختلف پيش آمده پس از انقلاب در پاسخگويي كم آوردند و قدرت تحليل شرايط را از دست دادند.
4- افراد و جريانهايي كه چرب و شيرين انقلاب كام آنها را تحتتاثير قرار داد و به تدريج روحيه انقلابي جاي خود را به روحيه محافظهكاري، منفعتطلبي و رفاهزدگي داد.
5- افراد و جريانهاي خودمحور و قدرت طلبي كه انقلاب و آرمانهاي آن را تا جايي قبول داشتند كه منافع آنها را تامين كند و اگر اين معادله برقرار نباشد خود و منافعشان را بر هر چيز ترجيح ميدهند.
نكته مهم در اينجا اين است كه اولا افراد و جريانهاي فوق كه براي هر يك ميتوان مصاديقي را برشمرد، در حقيقت خودشان صلاحيت همراهي با انقلاب و نظام اسلامي و به تعبير رهبر فرزانه انقلاب «كشتي نجات» را از دست دادند نه آن كه نظام آنها را حذف كند و ثانيا اين كه در اين رد صلاحيت و حذف، مردم نقش اساسي داشتهاند.
به دنبال رويدادهاي فتنهانگيز پس از انتخابات 22 خرداد كه با حضور حماسي مردم در 9 دي و سپس با معجزه الهي 22 بهمن ، سرانجامي نيك و بيادماندني براي انقلاب اسلامي يافت اين پرسش در برخي اذهان مطرح شد كه سرنوشت سران فتنه چيست؟
شايد عدهاي سادهلوحانه همچنان به دنبال جذب سران فتنه باشند و عدهاي نيز به دلايل گوناگون اعمال قانون را براي آنان لازم ميدانند.
در اين شرايط رهبر فرزانه انقلاب كه پس از انتخابات تلاش زيادي براي حفظ نيروهاي انقلاب مبذول داشتند نكتهاي مهم را در ديدار با خبرگان مطرح كردند و فرمودند: «افرادي كه حاضر نيستند قانون و راي اكثريت را قبول كنند و نقطه قوتي همچون انتخابات افتخارآفرين چهل ميليوني را تبديل به نقطه ضعف ميكنند، صلاحيت حضور در چارچوب نظام اسلامي را از دست ميدهند كه از دست دادهاند.»
اين گروه را ميتوان از جمله مصاديق گروه پنجم دانست كه خودشان، خود را از انقلاب اخراج كردند. انقلاب اسلامي كشتي نجاتي است كه اخراجي ندارد ولي «خود اخراجي» داشته و خواهد داشت.
- مهدي فضائلي