داخلی
دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۰۳
عکسی قدیمی که داودآبادی را شوکه کرد
Share/Save/Bookmark
این عکس را، درست بعد از 34 سال پیدا کردم. خودم با دیدن این عکس واقعا شوکه شدم.
به گزارش خدمت؛ حمید داودآبادی، رزمنده و نویسنده دفاع مقدس، با انتشار یک عکس در مطلبی نوشت:

«این روزهای خاکستری و تلخ، یاد یاران سفر کرده عجب صفایی دارد! یارانی که نه تنها نخوردند که از اندک داشته خود را نیز به دیگران انفاق کردند. نه حقوق نجومی گرفتند و نه ملک میلیاردی هبه ستاندند!
سفره انقلاب برای آن‌ها، فقط خون دادن داشت و مفقودی، و برای خانواده شان داغ و فراغ!
نه داداششون بانک داشت و نه بچه‌هاشون صرافی!
نه فکر انباشتن ثروت بودند نه در پی توجیه گناه.
خودشان بودند و خدای خود.

چند روزیه که با اوضاع احوال چندش‌آور سیاسی روز، ترجیح دادم به گذشته‌های پاک رجوع کنم؛ بلکه حال و احوالم کمی روشنتر شود!
افتادم به اسکن کردن نگاتیوهایی که از زمان جنگ دارم.
واقعا که عجب گنجی دارم من!



این عکس را، درست بعد از 34 سال پیدا کردم. خودم با دیدن این عکس واقعا شوکه شدم.

زمستان سال 1362 بود که در طرح اعزام "لبیک یا خمینی" همراه بچه‌های مسجد لیله القدر و جعفریه "تهران نو" عازم جبهه‌های جنوب شدیم تا به عملیات خیبر در جزیره مجنون و طلائیه بپیوندیم.

نفر جلو که اسلحه در بغل دارد، "حسن اسماعیلی" است. حسن و خواهرزاده‌اش "سعید فتحی" که بچه مسجد جعفریه تهران نو بودند، با هم اعزام شدند.

آخرین روزهای سرد اسفند 1362 که همه در حال و هوای عید و سفره هفت سین بودند، برای پیرزن و پیرمردی خسته و چشم انتظار، دو خبر سخت آوردند: حسن اسماعیلی فرزندشان و سعید فتحی نوه دختریشان، هر دو با هم در طلائیه جاودان شدند. از هیچ‌کدام پیکری بازنگشت تا این‌که بعد حدود 20 سال استخوان‌های سعید را آوردند؛ ولی از دایی حسن، هنوز که هنوز است چیزی بازنگشته!

پشت سر حسن، "سیدمحسن ربیعی هاشمی" ایستاده که سال 66 در مانور عاشورا در خلیج فارس به شهادت رسید. پشت سر محسن، "فرخ لیادی" رفیق جون جونی او ایستاده که پس از مدت‌های فراوان حضور در جبهه، سال گذشته بر اثر سرطان، غریبانه و بی‌خبر دنیا را ترک کرد. نفر ششم هم مرحوم حاج آقا شکری، بقال محل‌مان تهران نو است که چند سال پیش فوت کرد.

روح همه‌شان شاد و از ما راضی باشند الهی.

رزمنده خسته و دلشکسته، حمید داودآبادی.»

منبع: مشرق
عکسی قدیمی که داودآبادی را شوکه کرد