داخلی
جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۴۱
از وقتی که راز زنم را از دختر خاله‌ام شنیدم، به همسرم بدبین شدم و...
Share/Save/Bookmark
چند روز پیش با همسرم به پمپ بنزین رفتم و در حال بنزین زدن بودم که ناگهان نگاهم به جوانی با عینک آفتابی افتاد که زل زده بود به همسرم؛ کنترلم را از دست دادم و به طرف جوان رفته و با مشت به صورتش کوبیدم و...
به گزارش خدمت؛ مرد جوان که به‌خاطر این‌که راهی برای ایجاد صمیمیت دوباره همسرش به وی پیدا کند، به مرکز مشاوره آرامش آمد؛ او که خودش را مقصر می‌دانست، می‌گفت می‌خواهم هر کاری بکنم که همسرم به‌خاطر تمام اذیت‌ها و آزارهایی که به او کردم، مرا ببخشد؛ آدم یک وقت‌هایی اشتباهی می‌کند که یک عمر باید برایش تاوان بدهد؛ من هم تاوان اشتباهاتم را داده‌ام و حالا می‌خواهم جبران کنم.

او ادامه داد: من سرویس دخترخاله‌ام بودم و او را روزها به دانشگاه می‌بردم و در این بین چند بار سیما، همکلاسی دخترخاله‌ام را دیدم و یک‌دل نه صد دل عاشقش شدم؛ یک روز علاقه‌ام به سیما را به دخترخاله‌ام مطرح کردم و او هم با خوشحالی گفت، نگران نباش، من با او صحبت می‌کنم؛ خیلی زودتر از آن‌چه فکرش را می‌کردم جلسه خواستگاری برگزار شد؛ دو ماه بعد، زندگی مشترکمان را زیر یک سقف آغاز کردیم و زندگی خوبی داشتیم.

نمی‌دانم چرا تعصب خاصی نسبت به سیما پیدا کرده بودم؛ شاید از دوست‌داشتن بیش از حد من بود و این‌که نمی‌خواستم او را از دست بدهم؛ به همین خاطر هروقت که بیرون می‌رفتم، فکر می‌کردم همه دارند نگاهش می‌کنند؛ برایش خط و نشان کشیدم و گفتم باید چادر سرت کنی و او هم قبول کرد.

سیما، ترم آخر دانشگاه بود و با این‌که درگیر درس و دانشگاه بود، ولی موقعی که خسته به خانه می‌آمدم با اشتیاق به استقبالم می‌آمد.

یک‌سال از زندگی مشترکمان گذشت؛ رابطه سیما با دخترخاله‌ام سر موضوعی بین خودشان شکرآب شد و به‌خاطر اختلافشان، یک‌روز آمد و به من گفت: می‌دانی حمید، من تازه فهمیدم که چه ظلمی در حق تو کردم؛ سیما قبلاً با پسرعمه‌اش نامزد بوده و این موضوع را به من نگفته بود.

از آن روز که این موضوع را فهمیدم، نسبت به رفتار و حرکات همسرم حساس شدم؛ هر کاری که انجام می‌داد ایراد می‌گرفتم؛ تلفن همراهش را مدام کنترل می‌کردم؛ جملات محبت‌آمیزش دیگر برایم رنگ و بویی نداشت؛ هر چه بیشتر عشق می‌ورزید، من بیشتر حساس می‌شدم؛ خیلی عصبی بودم و کار به جایی رسید که اجازه نمی‌دادم تنها از خانه بیرون برود.

حمید سرش را پایین انداخت و ادامه داد: تصور بدی نسبت به همسرم پیدا کرده بودم؛ دیگر زندگیمان مثل سابق نبود؛ هر روز با هم جنگ و دعوا داشتیم؛ سیما هر وقت اعتراض می کرد، او را تهدید به طلاق می‌کردم و او هم از ترس آبرویش، با رفتارهای من کنار می‌آمد.

زندگیمان به همین منوال ادامه داشت تا این‌که یک‌روز که با سیما در راه خانه مادرم بودم، به یک پمپ بنزین رفتم و مشغول سوخت‌گیری بودم که خودروی پرایدی روبرویم توقف کرد؛ مردی با موهای جوگندمی از ماشین پیاده شد تا بنزین بزند، ناگهان نگاهم به سرنشین جلوی خودرو افتاد؛ دیدم جوانی با عینک آفتابی زل زده به سیما! کنترلم را از دست دادم؛ از شدت عصبانیت نازل بنزین را رها کرده و به طرف جوان رفتم و با مشت به صورتش کوبیدم؛ صورتش غرق خون شد؛ راننده پراید که شوکه شده بود، با عصبانیت به طرفم آمد و یقه‌ام را گرفت و سرم داد کشید که چه بلایی سر پسر نابینایم آوردی نامرد!!!؟ با شنیدن این حرف انگار دنیا روی سرم خراب شد؛ من با قضاوت عجولانه خودم، یک نابینا را کتک زده بودم؛ سریعاً جوان را به بیمارستان رساندیم.

در بیمارستان بودم که سیما به طرفم آمد و علت این کارم را از من پرسید؛ من هم موضوع نامزدی با پسر عمه‌اش را به او گفتم که سیما سری تکان داد و گفت: حمید تو اشتباه می‌کنی؛ به خدا اشتباه می‌کنی؛ من هیچ‌وقت با سامان نامزد نبودم؛ ماجرای من و سامان فقط در حد یک خواستگاری معمولی بود!!!

تازه فهمیدم که تمام این مدت به‌خاطر یک فکر اشتباه و قضاوت عجولانه، زندگی را به کام خودم و همسرم تلخ کرده بودم...؛ ای‌کاش همان موقع که این جریان را از دخترخاله‌ام فهمیدم آن را با همسرم مطرح می‌کردم و این عقده و کینه را یک‌سال تمام در دل خودم انبار نمی‌کردم تا شعله آن نه تنها دامن خودم و همسرم، بلکه افراد غریبه را هم بگیرد.

سوء ظن، بزرگترین تهدید برای زندگی زناشویی
کارشناس مرکز مشاوره آرامش در خصوص ماجرایی که برای مرد جوان پیش آمده گفت: این داستان زندگی این فرد نیست؛ بلکه هر کسی در زندگی زناشویی ممکن است با چنین اتفاقی روبرو شود و بنابراین باید زوجین هر دو برای مقابله با این تهدید بزرگ زندگی خود تلاش نمایند.

وی افزود: یکی از اصولی که در ازدواج باید طرفین مد نظر قرار دهند صداقت است؛ در صورت رعایت این اصل اعتماد بین زوجین شکل گرفته و باعث تحکیم توسعه و تعالی خانواده خواهد شد.

این کارشناس روانشناسی بالینی و آسیب‌شناس مسایل خانواده، با بیان این‌که عدم صداقت زوجین از جمله عوامل بروز سوء ظن در بین آنان است، گفت: در صورتی که زوج‌ها موضوعی را از یکدیگر مخفی کنند در این شرایط افکار منفی و سوء‌ظن‌ها فضای فکری طرف مقابل را فرا گرفته و در موقعیت‌های تقویت کننده و تحریک کننده افکار منفی قرار داده و آستانه تحمل فرد کاهش یافته و هیجانات ناشی از سوء‌ظن‌ها در غالب رفتارهای پرخاشگرانه بروز می‌کند.

کارشناس مرکز مشاوره آرامش، سوء‌ظن را نتیجه تعارض بین زوج‌ها عنوان کرد و اظهار داشت: وقتی تعارضی پیش می‌آید، می‌توان آن را از طریق یک مشاور، به‌صورت تخصصی حل و فصل کرد و از انجام دادن رفتارهایی که باعث شعله‌ور شدن این سوء‌ظن و اختلافات می‌شود، پرهیز شود.

وی اظهار داشت: سوء‌ظن و بد گمانی و تعصب بی‌جا، نداشتن مهارت حل مسئله و تعارض بین زوجین، از جمله عواملی هستند که امروزه به طلاق زوجین می‌انجامد و باید در این خصوص زوج‌های جوان بیشتر توجه کرده و مهارت‌های لازم را فرا بگیرند.

منبع: رکنا
از وقتی که راز زنم را از دختر خاله‌ام شنیدم، به همسرم بدبین شدم و...