داخلی
شنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۲۲
در زیست شهری، چگونه يكديگر را كمك كنيم
Share/Save/Bookmark
همه ما در ارتباطات خود با مشكلاتي مواجه ميشويم؛ گاهي از هم ميرنجيم، گاه ديگران را مي‌رنجانيم و گاهي نيز احساس مي كنيم بايد در ارتباط با ديگران به گونهاي ديگر عمل كنيم. ممكن است شما هم در رابطه با دوستان، فرزندان، شريك زندگي، همكار يا رئيس خود احساس سردرگمي، اندوه، خشم و ابهام داشته باشيد.
به گزارش خدمت؛ فراموش نكنيد اگر از نوع برقراري ارتباط خود با ديگران چه در خانه، با دوستان يا در محيط كار خود احساس رضايت نمي كنيد، نمي توانيد از تمام توان و انرژي خود نيز براي انجام دادن هر چه بهتر وظايف خود بهره مند شويد. زيرا در اين صورت اعتماد به نفس خود را از دست مي دهيد، احساس ناخوشايندي بر شما حاكم مي شود، اغلب دچار اضطراب و استرس مي شويد و حتي ممكن است با بيماريهاي جسماني هم مواجه شويد. اما اگر بخواهيد مي توانيد براي هميشه اين شرايط را تغيير دهيد؛ بنابراين روابط آينده شما تحت كنترل خودتان است؛ مشروط بر اينكه زمان بيشتري براي آن قائل شويد و از آموزش لازم براي داشتن ارتباطي خوب بهرهمند شويد.

در واقع انگيزه شما در انجام كارهايتان بسيار موثر است؛ شما هر چه ميگوييد يا انجام مي دهيد از تمايلات دروني و خواسته هايتان سرچشمه مي گيرند. بنابراين براي رسيدن به موفقيت بايد انگيزه هاي خود را بررسي كنيد تا بتوانيد با يك برنامه ريزي اصلي به هدف خود برسيد.

شروعي جديد
بسياري از ما هنگامي كه در ارتباط با ديگران، چه در محيط خانه، دوستان يا محيط كار با مشكلي رو به رو مي شويم ديگران را مقصر مي دانيم؛ حال آنكه اين خود ما هستيم كه به آنها اجازه مي دهيم ما را برنجانند يا رفتار خوبي با ما نداشته باشند. بنابراين بهترين كار آن است كه قبل از هر چيز بر رفتار خودمان متمركز شويم و ببينيم چه اشكالي در كار ما وجود دارد كه نمي توانيم از ارتباط خود با ديگران راضي باشيم.

*محيط كار
يكي از مكانهايي كه برقراري ارتباط صحيح با ديگران بسيار مهم است، محل كار است. محيط كار جايي است كه اغلب بيشترين ساعات مفيد روز را در آنجا سپري مي كنيم؛ بنابراين اگر بتوانيم درآنجا لحظات خوبي داشته باشيم علاوه بر آنكه بازدهي بهتري خواهيم داشت؛ خودمان نيز بيشتر مي توانيم از آن لذت ببريم. بسياري از ما هنگام كار، بارها و بارها به ساعتمان نگاه مي كنيم و لحظه ها را تا فرارسيدن پايان كار مي شماريم. صبحها آنقدر براي رفتن سر كار بي ميل هستيم كه اشتياق و انگيزهاي براي بيدار شدن از خواب در خود احساس نمي كنيم و...
اما واقعا چرا چنين احساسي داريم و اشكال كار از كجاست؟ گاهي نوع تفكر و برداشت ما از كار، محيط كار و كار كردن برداشتي است كه چنين نتيجه اي به دنبال دارد.

مشكل من، شغل من است!
بسياري افراد از اين گله دارند كه شغلشان بسيار كسل كننده و خسته كننده است و اصلا نمي توانند از آن لذت ببرند. فرض كنيد شغل شما هم كسل كننده است و شما هم همين مشكل را داريد؛ يعني فكر ميكنيد كار اصولا كسل كننده است! اما اگر كار مهيجي به شما داده شود نظرتان چه خواهد بود؟ آيا اين شغل را هم تبديل به شغلي كسالت بار مي كنيد يا واقعا از آن لذت مي بريد؟

حال فرض كنيد اعتقاد شما عكس اين مطلب است؛ يعني فكر مي كنيد كار به معناي گذراندن اوقاتي خوش، پربار و سرگرم كننده است. بدين ترتيب اگر كار شما كسالت بار باشد، نتيجه مي گيريد كه نمي توانيد در اين شغل باقي بمانيد و بايد به دنبال كاري باشيد كه بتوانيد از آن لذت ببريد. پس اعتقادات شما باعث مي‌شوند براي يافتن كاري بهتر و لذت بخش تر اقدام كنيد؛ يعني اگر معتقد باشيد كه بايد از كار خود لذت ببريد هرگز نمي توانيد در كاري كه اين احساس را به شما نمي دهد باقي بمانيد.
پس مي بينيد كه آنچه تفاوت دارد شغل شما نيست بلكه اعتقادات شماست.

ارتباط در محيط كار
براي هركدام از ما دنياي كار، دنيايي بسيار متفاوت است. اما همه ما در محل كار با اشخاص و موقعيت هايي روبه رو هستيم كه گاه از بودن در كنار آنها لذت مي بريم و گاه از آنها مي رنجيم و عصباني مي شويم. گاهي طرز برخورد رئيس، همكار يا سرپرست، آن‌قدر ما را آزار مي دهد كه ترجيح مي دهيم محيط كارمان را براي هميشه ترك كنيم.

فراموش نكنيد كه ما بسياري از ساعات عمرمان را در محيط كار به سر مي بريم؛ بنابراين طبيعي است كه خواهان احترام و برخورداري از احساسي خوب در آنها داشته باشيم و از همكارانمان انتظار همكاري بيشتر داشته باشيم.

درواقع شما در هر مقطع شغلي كه باشيد؛ كارمند، منشي، كارگر، رئيس يا... ناگزير به برقراري ارتباط با ديگران هستيد. پس آنها هر روز مي توانند به گونه اي ما را ناراحت يا خوشحال كنند و اين در حالي است كه خود ما به آنها اين اجازه را مي دهيم.

شما در محل كار خود با آدم هاي بسياري در ارتباط هستيد كه هر كدام به گونه اي عمل مي كنند. اما شما نمي توانيد آنها را ارزيابي يا اخراج كنيد. پس بهترين كار اين است كه بتوانيد ارتباط خوبي با آنها برقرار كنيد.

گاه با همكاراني مواجه مي شويد كه اصلا احساس مسووليت نمي كنند؛ كارهايشان را بسيار دير انجام مي دهند و معمولا هم مزاحمتان هستند. درواقع بهترين كار اين است كه نگذاريد اينگونه اشخاص ناراحتتان كنند. همچنين خودتان هم نبايد زود عصباني شويد و ديگران را تحقير كنيد. شما مي توانيد قاطعانه حرف بزنيد و آن را با احترام توام كنيد.

توقع شما از رئيس!
گاهي شما فكر مي كنيد در محيطي كار مي كنيد كه اصلا قدر شما را نمي دانند، بيش از حد توانتان كار مي كنيد؛ در حاليكه ديگران اصلا به اندازه شما كار نمي كنند. با اين حال، نه تنها از كار زياد شما تقدير نمي كنند بلكه كار بيشتري هم به شما محول مي كنند.
در اين ميان شما از رئيس تان چه توقعاتي داريد؟ آيا ناراحت و دلسرد، و از او شاكي هستيد يا به راحتي مسائل را با او در ميان مي گذاريد و خواسته هايتان را مطرح مي كنيد؟

در چنين موقعيتي بسياري از ما بيش از حد عصباني و آزرده خاطر مي شويم، در خانه و محل كار بي حوصله و عصباني به نظر مي رسيم و كمكم به جايي مي رسيم كه فكر مي كنيم ديگر نمي توانيم ادامه دهيم. اما آيا نمي توان به گونه اي ديگر هم عمل كرد؛ «اگر رئيس كارها را منصفانه تقسيم كند خيلي بهتر است. شايد او مجبور نباشد اين كار را بكند ولي من بايد اين را از او بخواهم. من بايد درباره نگراني هايم با او صحبت كنم، بي آنكه او را سرزنش كنم و به نظر برسد دارم غر مي زنم. اگر او مرا درك كند و بپذيرد كه بايد كارها را تقسيم كند خيلي بهتر خواهد شد. اما اگر حالت تدافعي و بي تفاوتي به خود بگيرد، آن وقت خودم تصميم خواهم گرفت كه آيا باز هم حاضرم در اين شرايط به كارم ادامه بدهم يا نه.»

همانگونه كه مي بينيد وحشت ناك پنداري و بايدسازي در اينگونه شرايط مي توانست باعث گلايه هاي طعنه آميز همكاران يا رئيس، يا حتي رها نكردن كارتان با اوقات تلخي و ناراحتي شود. توجيه هم مي توانست باعث شود كه شرايط سخت را تحمل كنيد، هيچ چيز نگوييد و با ناراحتي و عصبانيت ادامه دهيد تا اينكه به تدريج گرفتار مشكلات بيشتري شويد.

اما انديشيدن به ترجيح هاي واقع بينانه باعث مي شود شما بتوانيد موضوع را با رئيس خود در ميان بگذاريد، بدون آنكه غر بزنيد و ناله و شكايت كنيد يا به نظر برسد كه خود شما بيش از حد سخت مي گيريد.

هنگامي كه از تفكرات نامعقول و احساس هاي آشفته دست برمي داريد مي توانيد بهتر تصميم بگيريد. همچنين مي توانيد به طور صريح، صادقانه و محترمانه از همكارانتان بخواهيد كمك تان كنند. و بعد از انجام تمام اين كارها براي ماندن در كار يا ترك آن تصميم درستي بگيريد.

فراموش نكنيد فشار زياد در زمان طولاني منجر به تنش مي شود؛ مگر اينكه درست كنترل شود. بنابراين هنگامي كه در محيط كار فشار زيادي از طريق كار زياد، روابط بد با همكاران يا رئيس، شرايط جدي نامناسب و... به شما تحميل مي شود بهترين راه آن است كه ياد بگيريد چگونه آن را كنترل كنيد.

چگونه يكديگر را كمك كنيد
بهترين راه براي كم شدن تنش، اضطراب و خستگي در محيط كار اين است كه به يكديگر كمك كنيم؛ به گونهاي كه فشار كار در يك قسمت بيش از حد نباشد. گاهي بهترين كمك آن است كه اجازه دهيد همه افراد حرفشان را بزنند، خواسته هايشان را مطرح كنند و از مشكلات بگويند. بدين ترتيب مشخص مي شود چگونه بايد به آنها كمك كرد.

سعي كنيد هنگام شنيدن حرفهاي ديگران از كلمات آرامش بخش و همدلانه استفاده كنيد؛ من ميدانم، حق داري، تو توانايي اش را داري و...
شنونده خوبي باشيد و به مخاطب خود اطمينان بدهيد كه او را درك مي كنيد و آماده كمك به او هستيد.
به گونهاي آنها را كمك كنيد تا راهحل مشكل را خودشان پيدا كنند. بدين ترتيب آنها ياد ميگيرند در آينده چگونه با موقعيت هاي مشابه برخورد و مقابله كنند.

در آخر فراموش نكنيد هر كسي در محل كار مشكلاتي دارد و گاه فشار زيادي متحمل مي شود؛ اما هميشه هم اينگونه نيست.
با وجود آنكه ممكن است شما توانايي كنترل فشارهاي مختلف را نداشته باشيد اما مي توانيد ياد بگيريد چطور در مورد كار، ارتباط با همكاران و... واكنش هايتان را كنترل كنيد.
در زیست شهری، چگونه يكديگر را كمك كنيم