رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران:

سالمندی پایان زندگی نیست

معصومه حامدی

4 ارديبهشت 1396 ساعت 7:00

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: سالمندی به هیچ وجه پایان زندگی نیست، بلکه دوران طلایی است و اگر با برنامه ریزی سالمندانی پویا داشته باشیم و حرمت موی سفید سالمندان را بدانیم، بحران سالمندی را سپری خواهیم کرد.


به گزارش خدمت؛ سید حسن موسوی چلک در گفت و گویی ادامه می دهد: آنچه امروز به آن نیازمندیم، داشتن سالمندانی پویا در جامعه است، سالمندانی که با برنامه ریزی از جوانی و کودکی، درسنین بالا از سلامت کافی جسم و روان برخوردارند، در امور اجتماعی از جمله ریش سفیدی برای حل مشکلات اجتماعی حضور دارند و اگر به نیازهای دوران سالمندی توجه نشود، باید منتظر بحران سالمندی در آینده نزدیک باشیم.

این گفت و گو را با هم می خوانیم:
آمارهای مربوط به سالمندان در ایران چه می گوید؟

سن سالمندی در ایران 60 سال تعریف شده است و بر اساس استانداردهای تعریف شده، اگر 12 درصدجمعیت کشوری بالای 60 سالس نداشته باشد آن کشور پیر محسوب میشود. اکنون آمارها بیانگر این است که 8.5درصد جمعیت کشورمان بالای 60 سال سن دارند و اگر این روند ادامه پیدا کند، پیش بینی میشودکه تاسال 2050 جمعیت سالمند کشورمان به 25 درصد برسد. یعنی یک کشور کاملا پیر خواهیم بود.

مهمترین اقدامی که باید برای حفظ حقوق سالمندان انجام شود، چیست؟
سالمندان در حوزه های مختلف اعم از سیاستگذاری ها، حوزه اجرایی، خانواده و امور اجتماعی باید دیده شوند و باید در تمام این حوزه ها مورد تکریم واقع شوند. شاید بنا به دلایل مختلف از جمله تغییر ساختار خانواده، نوع سیاست گذاری ها در کشور از گذشته تا امروز به گونه ای بوده که جایگاه سالمندان آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است. در حالیکه در بسیاری از کشورهای دنیا از دوران سالمندی به عنوان دوران طلایی یاد می شود اما در کشور ما دوران سالمندی تازه شروع گرفتاری فرد است.

در کشورهای دیگر برای سالمندان چه کار کرده اند؟
واقعیت این است در تمام دنیا، سالمندان دغدغه تأمین اجتماعی به معنای عام (حوزه بهداشت، معیشت، خدمات مراقبتی، بیمه) را دارند و دولت ها برای رفع این دغدغه اقدامات مختلفی انجام می دهند اما متاسفانه در جامعه ما نظام تأمین اجتماعی یک نظام فراگیر نیست و بسیاری از نیازهای سالمندان را بی جواب گذاشته است.

مهمترین نیاز دوران سالمندی چیست؟
سالمندان نیازهای مختلفی دارند، یکی از این نیازها بحث مراقبت از سالمندان است. به هر حال ما در حوزه سالمندی باید یک واقعیت را بپذیریم که افراد در این دوران نسبت به قبل توان جسمی خود را از دست می دهند، ضعیف می شوند و نیازهای خاص بهداشتی و درمانی خود را دارند و باید در بخش های مختلف اعم از خانواده و محیط هایی که سالمندان حضور دارند، نگهداری و مراقبت شوند، بنابراین برای پاسخگویی به این نیاز باید یک نظام مراقبتی قوی برای سالمندان داشته باشیم که هنوز نداریم.

در  پژوهش‌های صورت گرفته، مهمترین نیازهای سالمندان «توجه به آنها» گزارش شده است؛ اما نکته اینجاست که این توجه به معنی مشورت کردن،تماس گرفتن و اهمیت دادن است و با رفع نیازهای مالی بسیارمتفاوت است.

اطرافیان سالمند چه وظایفی دارند؟
متاسفانه آموزش‌های ما در حوزه سالمندی فراگیر نیست مثلا هنوز در خانواده ها و جامعه سواد کافی برای نوع برخورد با توجه به سبک زندگی یک سالمندان را اعم از تغذیه، ساعات خواب و ... نداریم و به تفاوتهای نیازهای غذایی و خواب آنها توجه نمی کنیم یا اینکه می دانیم و به آن عمل نمی کنیم یا امکان عمل به آن وجود ندارد.

البته بخشی از مشکلاتبه تغییرات شکل گرفته در ساختار خانواده مربوط می شود. به گونه ای که ساختار جدید خانواده ها موجب شده که ما به نوعی از هم فاصله بگیریم و فاصله عاطفی بیشترین زجر را به سالمندان وارد می کند.

متاسفانه امروزه ما حاضر نیستیم از سالمندان خود مشورت بگیریم و با آنها ارتباط داشته باشیم. شاید بخشی از گرفتاری هایی که امروز به آن دچار شدهایم از همین جا نشأت می گیرد که نتوانسته ایم از سرمایه ای که سالمندان دارند و تجارب آنها بهره ببریم.شعاری که امسال برای روز جهانی سالمندی(10 مهر)با عنوان «حذف سالمندان از تقویم زندگی مان ممکن نیست» انتخاب شده است، به همین موضوع اشاره دارد و شعار خوبی است.

سالمندان برای حضور در جامعه چه نیازهایی دارند؟
هنوز در جامعه ما اماکن و محیط مناسب برای سالمندان و معلولان متناسب سازی نشده است. به عنوان مثال در تهران از چهار راه ولیعصر تا میدان انقلاب که معمولا برای سالمندان ما مسیری خاطره ساز است، فضایی مثل سکو و صندلی مناسب وجود ندارد که فرد سالمند برای استراحت از آنها استفاده کند، این نیاز در اغلب اماکن عمومی و محیط هایی که سالمندان حضور دارد و رفت و آمد می کنند، مورد غفلت قرار گرفته و شهرداری ها در این زمینه وظیفه خود را به خوبی انجام نداده اند.

امروز در ایران امید به زندگی به 74 سال رسیده است اما یک شاخص دیگر تحت عنوان امید به زندگی سالم وجود دارد که بسیار حائز اهمیت است و امروز در دنیا رویکرد سالمندی پویا وجود دارد به این معنا که هیچ چیز با ورود به دوران سالمندی محدود نمی شود و باید از ظرفیت های سالمندان استفاده کرد.

به نظر بنده به تناسب تغییراتی که در ساختار جمعیتی ما به وجود آمده است، باید فارغ از حرف و حدیث هایی که داریم در ساختار سیاست گذاری ها برای سالمندان یک بازنگری جدی انجام دهیم.

متاسفانه برخی گمان می کنند سالمندی پایان همه چیز و پایان زندگی است و حتی در مورد نیازهای جنسی سالمندان نیز همواره سکوت کرده ایم. در حالیکه سالمند نیز نیاز جنسی دارد و این تصور غلطی است که ازدواج در سالمندی مورد نکوهش قرار گیرد زیرا داشتن همدم موجب آرامش سالمند می شود.

این بخشی از نیازهای سالمندان است که کمتر به آن پرداخت شده است و این تصور اشتباه وجود دارد که سالمندی به معنای قطع نیازهای جنسی است. باید نگاه مان را نسبت به دوران سالمندی اصلاح کنیم.

حتی مشارکت سالمندان در عرصه های آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و سایر عرصه ها باید با رویکرد سالمندی پویا باشد. شاید بحث سالمندی پویا در جامعه ما بحثی جدید تلقی شود ولی به نظر می رسد دنیا در این بحث بسیار جلو رفته است.

ولی برای داشتن سالمندی پویا و سالم باید از سالهای جوانی برای زندگی سالم در این دوران برنامه ریزی شود.

دقیقا، همین طور است و این موضوعی است که تاکنون مغفول مانده است. در دنیا برای داشتن سالمندی پویا از 60 سالگی به بعد را نگاه نمی کنند بلکه از کودکی برای داشتن سالمندی پویا و با نشاط برنامهریزی می کنند.

به عنوان مثال یکی از مشکلات سالمندان، پوکی استخوان است در حالیکه اگر میزان مصرف کلیسم از همان دوران طفولیت مد نظر قرار گیرد دیگر در پیری دغدغه پوکی استخوان را نخواهیم داشت.

ما باید برای داشتن پیر سالم و با نشاط از کودکی تلاش و برنامه ریزی کنیم. در حالیکه در حال حاضر مصوبه شورای ملی سالمندان در کشور ما از بعد از 60 سالگی فرد را مد نظر قرار می دهد و برای آن برنامه ریزی می کند. باید این رویکردها و نگاه ها اصلاح شود.نشاط و شادابی سالمندی مستلزم برنامه ریزی های دقیق از دوران های بسیار پیش از سالمندی است. نیابد فراموش کرد که سالمند فقط نیاز جسمی ندارد و حمایت های اجتماعی نیز برای دوران سالمندی بسیار مهم است و بی توجهی به این مهم یکی از اشکالات کار ماست.علت اینکه سالمندان در دوران سالمندی با مشکل مواجه می شوند، دلیلش این است که قبل هیچ برنامه ای برای رسیدن به این مرحله از زندگی وجود نداشته است.

در گذشته ها نیز برنامه ریزی وجود نداشته است ولی این قدر مشکلات به چشم نمی خورد؟
ما در گذشته روی زانوی پدربزرگ و مادربزرگ می نشستیم و درس زندگی می آموختیم ویاد می گرفتیم که از کجا آمده ایم و به کجا می رویم اما این ظرفیت ها امروزه گم شده اند. شاید یکی از دلایل برخی ناهنجاری ها در جامعه اعم از افزایش مقوله طلاق ناشی از فراموش شدن این پتانسیل ها و ظرفیت های سالمندان است.

به همین دلیل است که در دین ما بسیار توصیه شده است که اگر دچار مشکل شدید به سراغ ریش سفیدها بروید. در گذشته موی سفید حرمت داشت. خداوند نیز در قرآن کریم می فرماید که پدر و مادرها را تکریم کنید و مبادا کاری کنید که یکی از آنها یا هر دوی آنها از شما آزرده خاطر شوند.

سالمندان برکت خانواده و جامعه هستند و امروزه ما اگر نگوییم که کفران مطلق نعمت میکنیم ولی در مورد سالمندان مصداق این عبارت را مرتکب می شویم.سالمندان دست و پا گیر نیستند. مشکل ما اینجاست که در فیلم هایی که می سازیم و آموزش هایی که در جامعه ارائه می شود، روی این مسئله تأکید می کند که سالمندان افرادی دست و پا گیر هستند. در حالیکه در فرهنگ ما وقتی برای کسی دعا می کردند می گفتند الهی که پیر شوی چون سالمندی عزت افراد را افزایش می داد.

وظیفه دولت در قبال سالمندان چیست؟
برای حل این مسائل فقط دولت به تنهایی نمی تواند قادر به حل مشکلات باشد. همه باید درگیر شوند.دولت باید در سیاست گذاری های خود متناسب با تغییرات جمعیتی بازنگری کند و با نگاه به آینده برای این موضوع برنامه ریزی کند. متاسفانه به نظر می رسد سیاست گذاری های در گذشتهبا تغییرات جمعیتی کشور متناسب نبوده است. در گذشته نیز ما تجربه برخی بی تدبیری ها را در خصوص جمعیت جوان داشتیم که در یک مقطعی کشور را با چالش روبه رو کرد و اگر امروز نیز برای جمعیت سالمندان کشور تدبیر نکنیم در آینده این مسئله نیز تبدیل به بحرانی برای کشور خواهد شد.

برای این کار دیر نشده است؟
اگر ما همین امروز نیز برنامه ریزی های خود برای جمعیت سالمندی را آغاز کنیم باز هم دیر است اما ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است.در سیاست گذاری ها، باید دغدغه اصلی سالمندان در حوزه تأمین و رفاه اجتماعی به معنای عام آن نهادینه شود.
آموزش و فرهنگ سازی برای حفظ حرمت سالمندان نیز موضوعی است که باید در دستور کار قرار گیرد. از همان دوران کودکی، باید فرزندانمان را نسبت به تکریم سالمندان آگاه کنیم. متاسفانه اتفاقاتی که امروزه شاهد آن هستیم اتفاقات قشنگی نیست وقتی می بینیم سالمندی وارد اتوبوس می شود، جوان ما خودش را به آن راه می زند و بی تفاوت از آن می گذرد. عدم تکریم سالمندان نوعی خشونت به آنهاست و ناشی از این است که اخلاق هایمان عوض شده است، بداخلاق شده ایم. دلیل آن هم این است که اخلاقمان دستکاری شده است.

چه کسی دستکاری کرده است؟
دولت ها نباید در هر مقوله ای ورود می کردند اما متاسفانه ورودهای غیر ضرور شده است و همین امر باعث شد که امروز ما شاهد جامعه ای این چنین پرتنش باشیم.البته بخشی از این مسئله به دولت ها برمی گردد،بخشی نیز به خود مردم، رسانهها و تبلیغات نادرستی مربوط است که در این عرصه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم و حتی به صورت سهوی صورت می گیرد.

مثلا؟
مثلاً وقتی در مراسمی از فرزندی که پدر و مادر خود را نگهداری می کند و آنها را به خانه سالمندان نسپرده است، تقدیر می شود، به طور غیر مستقیم پیامی به جامعه داده می شود که گویی این فرد یک کار عجیب و استثنایی انجام داده است و بیشتر افراد این کار را نمی کنند، در حالیکه حضرت محمد (ص) پیامبر اسلام تأکید داشتند که هیچ جهادی بهتر از خدمت به پدر و مادر نیست. متاسفانه ما به مرور زمان با آموزش های مستقیم و غیر مستقیم نادرست موجب تضعیف جایگاه سالمندان و حرمت آنها شده ایم و فضایی را ایجاد کرده ایم که سالمند در آن توانمند نیستند.

در کشورهای دیگر چه کار کرده اند؟
دنیا از دوران سالمندی به عنوان «دوران طلایی» یاد می کند که به دلیل پختگی افراد در این دوران زندگی است. این پختگی گنجینه و سرمایه کشورها است و ما نباید به آسانی آن را از دست بدهیم.سالمندان بهترین گروه برای افزایش مشارکت های اجتماعی هستند و مصداق این مسئله را به راحتی در خانواده ها، می توانیم ببینیم، به عنوان مثال وقتی پدر و مادر در خانواده هستند، خواهرها و برادرها همیشه دور هم جمع می شوند اما وقتی که پدر و مادر دستشان از دنیا کوتاه می شود دیگر همدیگر را نمیبینند.

در جامعه نیز سالمندان مهمترین عامل برای حرکات اجتماعی هستند. در اغلب کشورها همکاری و همیاری های محلی عموما توسط افراد مسن محلات انجام می شود اما متاسفانه ما همه این خیر را کنار گذاشته ایم و خودمان هم خیر نخواهیم دید.

برای رفع نیازهای سالمندان در کشور چه پیشنهادی دارید؟
امروزه رویکرد سرای سالمندان برای نگهداری آنان درحال تغییر است و از حالت شبانه به روزانه تغییر مسیر داده اند، یعنی به جای اینکه سالمندان به طور شبانه روز در آن مراکز نگهداری شوند. به مراکزی تبدیل میشوند که در آنجا نقش خود را ایفا میکنند و از ظرفیتهای آنها استفاده میشود و در پایان روز به خانه خود باز میگردند، اما اتفاقی که باید بیفتد، این است که سالمند باید در جامعه نگهداری شود نه در مراکز سالمندان، به همین منظور مراکز مراقبت اجتماعی را باید طراحی کنیم تا مراکز روزانه توسعه یابد.


شماره: 68432

آدرس مطلب: http://khedmat.ir/vdcci0qe.2bq418laa2.html

خدمت
  http://khedmat.ir