سايت خبری تحليلی خدمت 8 ارديبهشت 1396 ساعت 14:21 http://khedmat.ir/vdcbfwb0.rhbwzpiuur.html -------------------------------------------------- عنوان : ضرورت پیشگیری از بحران فرهنگی و اجتماعی سید محسن حسینی طاها -------------------------------------------------- مشکلات اقتصادی و به تبع آن روزمرگی هایی که گریبان جامعه را می فشرد آمار مطالعه را پایین آورده است. متن : به گزارش خدمت؛ وقتی به مطالعه پیکربندی علوم می پردازیم و زیرمجموعه های آن را مورد واکاوی قرار می دهیم، جدا از پی بردن به مشترکات هرمجموعه، آنچه نظر اهل دقت و موشکافی را به خود جلب می کند، ارتباط میان علومی است که در یک مجموعه بزرگ تر تعریف شده اند.شاید در وهله نخست اینگونه به نظر برسد که کشف و بکارگیری ماحاصل این ارتباطات، تنها در عرصه آکادمیک جوامع بود و دارای صفت انتزاعی است. اما وقتی پای نگاه جامعه شناسانه به میان آید و قرار باشد یکایک پدیده های اجتماعی از دیدگاه علمی بررسی شود، دیگر نمی توان به رخدادهای اجتماعی تنها از یک منظر خاص نگریست و نگاه نقاد ملزم به آن می شود که دیدی جامع و چندجانبه به حوادث و رویدادها داشته باشد تاضمن تحلیل دقیق مناسبات پیرامون خود به نوعی قانون علیت در عرصه اجتماعی نائل شود. یکی از مباحث مهم در جامعه شناسی ادبیات، مصرف سرانه کاغذ در کشورهاست که تفاوت فاحش آن در جوامع پیشرفته با کشورهای در حال توسعه، در واقع شاخصی برای بررسی رشد یا عدم رشد فرهنگی ملتهاست. دکتر فریدون وحیدا در کتاب جامعه شناسی در ادبیات فارسی با ارائه آماری یادآورشده است که ((میزان مصرف سرانه کاغذ در کشورهای مختلف دنیا با تعداد روزنامه ها و با شمار کتابهایی که در طول یک سال در هر کشور انتشار می یابد در ارتباط است.)) آشناترین تحلیلی که می توان در این میان ارائه داد آنست که پایین بودن مصرف سرانه کاغذ در جوامعی مانند ایران را ناشی از عدم رشد متناسب فرهنگی اقشار مختلف بدانیم و با اضافه کردن بن مایه اقتصادی به این داستان بگوییم مشکلات اقتصادی و به تبع آن روزمرگی هایی که گریبان جامعه را می فشرد آمار مطالعه را پایین آورده وطی آن مصرف سرانه کاغذ نیز کاهش می یابد. این تحلیل زمانی درست به نظر می رسد که جامعه ای ازسطح فرهنگی نسبتا پایینی برخورداربوده وفرهنگ کتاب و کتابخوانی در افراد درونی نشده باشد.اما صورت دیگر این داستان که امروزه با آن روبرو هستیم، بروز نوعی بحران اقتصادی در جامعه است که علیرغم وجود تمایل به خرید کتاب و روزنامه، بالارفتن نرخ تورم و کاهش قدرت خرید، سبب حذف اینچنین کالاهای فرهنگی از سبد مصرفی خانوار شده کاهش سرانه مطالعه سبب پایین آمدن میزان مصرف سرانه کاغذ در کشور می شود. نکته قابل تامل اینجاست کاهش قدرت خرید روزنامه در کشور مختص به قشر ضعیف جامعه نبوده، بلکه رفته رفته گریبانگیر قشر متوسط نیز می شود. نباید از نظر دور داشت که منظور از قشر متوسط قشری است که عمدتا با فرهنگ و آموزش در تعامل خاص است و اکثر تحولات و پیشرفتهای فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی از آبشخور این قشر به دیگر اقشار اجتماعی جاری و ساری می شود.حال در نظر بگیریم که مطبوعات از سبد خرید قشر متوسط جامعه حذف شود. یعنی طبقه تحصیل کرده و دانشگاهی که قرار است منشای تحولات و پیشرفت‌های کشور باشد به واسطه بالا رفتن نرخ کاغذ و به تبع آن افزایش هزینه چاپ و در نهایت هزینه روزنامه و کتاب از خرید این دو محروم شده و یا دست کم در تهیه این ملزومات فرهنگی با محدودیت مواجه شود.دراین حالت مغزمتفکرجامعه ازتغذیه مقتضی بازمانده و ویژگی به روز بودن وسرآمدبودن علمی خود را ازدست می دهد.اینجاست که بحران اقتصادی به مرور به یک بحران اجتماعی و فرهنگی نیز بدل شده وامکان رشد وپیشرفت را ازجامعه می گیرد. یعنی یک بحران زمینه ساز بحرانها وچه بسا فجایع دیگری نیز می شود.باید دانست که اینجا با بحث شدت وضعف بحرانها مواجهیم و ناگفته پیداست که بحرانهای اقتصادی،چه بسا قابل کنترل تر و گذرا تراز بحرانهای فرهنگی واجتماعی که ممکن است در صورت ظهور، دهه ها ازیک جامعه بخت برنبدد و لطمات جبران ناپذیری را به همراه داشته باشد.در چنین شرایطی اقدام اساسی برای کاهش نرخ کاغذ و پایین آمدن قیمت مطبوعات، برای پیشگیری از بحرانهای فرهنگی و اجتماعی از ضرورت غیرقابل انکاری برخورداراست و همکلام شدن با متفکر ومعلم بزرگ شیرازی میهنمان سعدی سزاوار به نظر می رسد.سرچشمه باید گرفتن به بیلچوپرشد نشاید گرفتن به پیل